شعار جاوید شاه و خطرات آن
در سالهای اخیر، شعار «جاوید شاه» به عنوان نماد اصلی جریان سلطنتطلبانه در اعتراضات ایران مطرح شده است. این شعار، که ریشه در ایدئولوژی ناسیونالیستی افراطی و باستانگرای دوران پهلوی دارد، فراتر از یک نوستالژی ساده، حامل گفتمانی است که با اصول حقوق بشر جهانی، دموکراسی و تکثرگرایی ناسازگار است. این یادداشت، با هدف روشنگری بیشتر شهروندان ایرانی، به ارزیابی ریشهها و بهویژه خطرات جدی این گفتمان میپردازد.
ریشههای تاریخی شعار “جاوید شاه”
این شعار در دوران رضاشاه برای تقویت اقتدارگرایی و تمرکز قدرت در دست یک رهبر ابدی رواج یافت و در زمان محمدرضاشاه به بخشی از پروپاگاندای رسمی تبدیل شد. ایدئولوژی باستانگرا، ایران را بر پایه اسطوره آریایی و برتری نژادی تعریف میکرد و تنوع سیاس، فکری، فرهنگی و قومی را نادیده میگرفت.
چرا “جاوید شاه” خطرناک تلقی میشود؟
رهبرپرستی ابدی، ناسیونالیسم نژادی، سرکوب مخالفان و اسطورهسازی از گذشته، مشخصههای مشترک این شعار با ایدئولوژیهای فاشیستی است.
خطرات این گفتمان برای جامعه ایرانی بازگشت به این ایدئولوژی، خطرات زیر را به همراه دارد. هر خطر به صورت جداگانه و با استناد به تاریخ و اصول جهانی تبیین داده شده است:
1 سرکوب حقوق و آزادیهای شهروندان و عدم باور به حقوق بشر طبق معیارهای جهانی نظام پهلوی (بهویژه با ابزارهایی مانند ساواک در دوران محمدرضاشاه و پلیس سیاسی رضاشاه) سابقه طولانی در شکنجه، اعدامهای سیاسی، سانسور مطبوعات و زندانی کردن مخالفان داشت. گزارشهای سازمان عفو بینالملل در دهه ۱۹۷۰، رژیم پهلوی را یکی از ناقضان جدی حقوق بشر معرفی کرده بود. شعار «جاوید شاه» با تأکید بر اقتدار مطلق شاه، هیچ تضمینی برای رعایت اعلامیه جهانی حقوق بشر (مانند آزادی بیان، تجمع و ممنوعیت شکنجه) نمیدهد و میتواند به تکرار همان الگوی سرکوب منجر شود.
2 عدم باور به دموکراسی و معیارهای جهانی انتخابات آزاد و عادلانه در دوران پهلوی، انتخابات اغلب نمایشی و تحت کنترل دربار بود. احزاب مستقل سرکوب میشدند، مجلس به نهادی تشریفاتی تبدیل شد و قدرت واقعی در دست یک نفر متمرکز بود. شعار «جاوید شاه» به معنای جاودانگی سلطنت موروثی است و با اصل بنیادین دموکراسی (حاکمیت مردم از طریق انتخابات آزاد، رقابتی و دورهای) در تضاد جامع قرار دارد. این رویکرد، آینده ایران را به سمت اقتدارگرایی دائمی و نه دموکراسی پایدار میبرد .
3 عدم باور به انسانگرایی، شهروندی، لیبرالیسم و سکولاریسم با بستر انسانگرایی این ایدئولوژی، انسان را نه به عنوان شهروند برابر با حقوق ذاتی، بلکه به عنوان رعیت وفادار به شاه تعریف میکند. لیبرالیسم (آزادیهای فردی) و سکولاریسم انسانی (جدایی دین از سیاست با حفظ کرامت انسانی) در این چارچوب جایی ندارند. در عوض، تمرکز بر اسطورهسازی گذشته و اقتدار شاه، ارزشهای انسانمحور مدرن را نفی میکند و شهروند را به ابزاری برای حفظ نظام تبدیل مینماید.
4 عدم پذیرش تکثرگرایی فکری، فرهنگی، سیاسی، مذهبی و قومی رژیم پهلوی با سرکوب احزاب سیاسی، نحبگان، عشایر و گروههای غیر همسو، تکثر را نابود کرد. احزاب مورد حمله قرار گرفت، مطبوعات مستقل تعطیل شد و هرگونه تفکر مخالف با برچسب «ضد ملی» سرکوب گردید. شعار «جاوید شاه» که بر یک هویت یکپارچه و برتر (آریایی-شاهنشاهی) تأکید دارد، فضای گفتگوی آزاد و پذیرش تنوع فکری و فرهنگی را از بین میبرد و جامعه را به سمت همسانسازی اجباری میکشاند.
5 بازگشت اقتدارگرایی تاریخ پهلوی نشان داد که تمرکز قدرت در دست یک فرد یا خاندان، به سرکوب مخالفان، فساد و ناکارآمدی منجر میشود. شعار «جاوید شاه» دقیقاً بازگشت به همین مدل اقتدارگرایی است که در آن هیچ مکانیسمی برای پاسخگویی قدرت وجود ندارد و خطر دیکتاتوری دائمی را بیشتر شدن میدهد.
6 عدم تحقق هویت شهروندی در گفتمان باستانگرای افراطی، هویت ملی بر پایه نژاد، گذشته اساطیری و وفاداری به شاه تعریف میشود، نه بر پایه شهروندی برابر و حقوق مشترک. این رویکرد، مانع شکلگیری هویت شهروندی مدرن میشود که در آن هر فرد – صرفنظر از قومیت، مذهب یا عقیده – حقوق برابر دارد. حاصل آن، ادامه شکافهای اجتماعی و عدم وحدت واقعی بر پایه حقوق مشترک خواهد بود.
7 تبعیض و عدم تحقق برابری، ایدئولوژی باستانگرای پهلوی، اتنیکهای قومی (کرد، بلوچ، عرب، ترک، ترکمن) را اغلب به حاشیه راند و مناطق آنها را از توسعه محروم کرد و تبعیض و ستم مضاعفی را علیه اعمال می نمود. زبان فارسی به عنوان تنها زبان رسمی تحمیل شد و فرهنگهای دیگر سرکوب گردید. این گفتمان، برابری واقعی شهروندان را که در اعلامیه جهانی حقوق بشر تأکید شده، نادیده میگیرد و میتواند به تبعیض سیستماتیک علیه اقوام و گروههای اجتماعی ادامه دهد.
شعار جاوید شاه نماد حکمرانی نظام پهلوی است، نظامی استبدادی با تمرکز قدرت در دست یک فرد، حذف نقش واقعی مردم در سیاست، تضعیف حاکمیت قانون و سرکوب آزادیهای فردی و جمعی شناخته میشود. در این نظام شاه پرستی و تقدس قدرت جایگزین پاسخگویی شده، حقوق بشر بهصورت سیستماتیک نقض میگردید، رسانهها و جامعه مدنی تحت کنترل قرار گرفته و تکثر فکری، سیاسی و فرهنگی تهدید تلقی میشد. دشمنسازی، امنیتیکردن جامعه و فساد ساختاری از ابزارهای اصلی تداوم قدرت و در نهایت، شهروندان به رعیت تبدیل شده و اراده شاه بر قانون و حقوق انسانی غلبه میکرد.
شعار «جاوید شاه» و ایدئولوژی پشت آن، نه راهحل مشکلات ایران امروز، بلکه تکرار الگوهای شکستخورده گذشته است که سرکوب، تبعیض و اقتدارگرایی را به همراه داشت. جامعه ایرانی در روز جاری، در پی آیندهای آزاد، دموکراتیک و برابر است، نباید فریب نوستالژی خطرناک را بخورد.
مسعد سلیتی
وکیل دادگستری
برچسب:
نویسنده: لیلا زارعیپور