نسل زد ایران: موج ضد اقتدارگرایی
در ایران در روز جاری، نسلی بالیده است که بیش از شصت درصد جمعیت جوان کشور را دربرمیگیرد: نسل زد، که نه تنها از نسلهای پیشین متمایز است، بلکه با مجموعهای از ارزشهای ژرف انسانگرایانه، شهروندمحور، آزادیخواهانه، برابریطلب و تکثرگرا، مسیر آینده سیاسی ایران را ترسیم میکند. این ارزشها دیگر آرمانهای دور نیستند؛ بلکه اصول حیاتی میلیونها جوان ایرانیاند که در فضای دیجیتال بالیدهاند و جهان را بیواسطه تجربه کردهاند
سیاستمداران ایرانی – چه در داخل نظام و چه در خارج با داعیه رهبری – باید هوشیار باشند. نسل زد، نه تنها ضد اقتدارگرایی است، بلکه پرچمدار یک جریان فکری عمیق بر پایه انسانگرایی و شهروندی است. این جریان، ریشه در اصول جهانی حقوق بشر، آزادی بیان، مشارکت مدنی، برابری جنسیتی و اجتماعی، و پذیرش تکثر فرهنگی و ایدئولوژیک دارد – ارزشهایی که نسل زد را به نیروی محرک دگرگونیها اجتماعی تبدیل کرده و هرگونه تلاش برای تبهروز حاکمیت اقتدارگرا را به چالش میکشد.
اعتراضات کنونی، نمادی از ضد اقتدارگرایی نسل زد است که نه تنها به سیاستمداران داخل ایران – که در پی تتازه حاکمیت بسته و ایدئولوژیک هستند – هشدار میدهد، بلکه به رهبران خارجنشین با داعیه رهبری نیز. نسل زد، که بدون خاطره مستقیم از انقلاب 57 بزرگ شده، به رهبریهای سنتی و اقتدارگرا بیاعتماد است و به دنبال تحولات سیستماتیک بر پایه ارزشهای شهروندی است. این نسل در سراسر جهان، از نپال تا ایران، اعتراضات بدون رهبر را سازماندهی میکند و دولتها را وادار به عقبنشینی مینماید. سرکوب، تنها رادیکالیسم را بیشتر شدن میدهد، همانطور که در چرخه ناآرامیهای اخیر دیدهایم.
انسانگرایی این نسل بر اولویت دادن به کرامت انسانی بر هر ایدئولوژی بستهای استوار است. شهروندباوریشان به معنای باور به مشارکت برابر همه شهروندان در سرنوشت کشور است، نه تبعیت کورکورانه از قدرتهای از بالا تعیینشده. آزادیخواهیشان حق انتخاب فردی، آزادی بیان و دسترسی آزاد به اطلاعات را مطالبه میکند. برابریطلبیشان مرز جنسیتی، طبقاتی و قومی را نمیپذیرد و فساد و تبعیض را تحمل نمیکند. تکثرگراییشان نیز تنوع فرهنگی، مذهبی و فکری را نه تهدید، بلکه غنای جامعه میداند. این مجموعه ارزشها، که ریشه در جریان جهانی انسانگرایی شهروندی دارد، نسل زد را به نیروی محرک تحولات آرام اما عمیق تبدیل کرده است.
این ارزشها همین در روز جاری در خیابانهای ایران زندهاند. اعتراضات کنونی که از اواخر آذر ماه با اعتصاب بازار تهران آغاز شد و به سرعت به اصفهان، شیراز، کرمانشاه، یزد، همدان و حتی مناطق روستایی گسترش یافت، چهره واقعی این نسل را حاکی از آن است. آنچه ابتدا اعتراض به سقوط تاریخی ارزش ریال و تورم بالای ۴۰ درصد بود، به سرعت به مطالبه سیاسی تبدیل شد، بیانگر خستگی عمیق از وضع موجود است. جوانان، دانشجویان و کامیونداران در کنار یکدیگر ایستادهاند و با وجود سرکوب ، عقبنشینی نکردهاند. کشته شدن شهروندان ایرانی، تنها عزم دیگران را بیشتر کرده است. این اعتراضات، بزرگترین موج ناآرامی پس از جنبش ژینا_مهسا امینی است و مشخص میکند که نسل زد دیگر حاضر نیست در سکوت زندگی کند.
این ضد اقتدارگرایی تنها متوجه سیاستمداران داخل کشور نیست. همه کسانی که در داخل یا خارج ایران داعیه رهبری دارند، باید بدانند که این نسل به رهبریهای سنتی، چه از نوع ایدئولوژیک بسته و چه از نوع نوستالژیک اقتدارگرا، بیاعتماد است. نسل زد رهبر کاریزماتیک مرکزی نمیجوید؛ شبکهای افقی از شهروندان آگاه و مسئول را طلب میکند که خود سرنوشت خویش را رقم زنند.
نادیده گرفتن این نسل یا تلاش برای سرکوب آن، نه تنها بیفایده، بلکه خطرناک است. تاریخ نشان داده که وقتی جوانان یک جامعه به این درجه از آگاهی و سازمانیافتگی برسند، دیوارهای اقتدار دیر یا زود فرو میریزد. راه پیش رو نه تشدید کنترل، بلکه گفتوگو، تغییر و پذیرش صدای این نسل است.
ایران با برخورداری از این سرمایه عظیم جوانان، میتواند به جامعهای آزاد، برابر و شکوفا تبدیل شود، اما تنها به شرطی که همه کنشگران سیاسی – درون مرزها و فراسوی آن – بپذیرند که زمان اقتدارگرایی به سر آمده و عصر انسان گرایی و شهروندی فرا رسیده است.
اگر این هشدار شنیده نشود، موج نسل زد نه تنها ایران، بلکه کل منطقه را دگرگون خواهد ساخت. انتخاب پیش روی ماست: همنوا شدن با آینده یا ایستادگی بیفرجام در برابر آن.
مسعد سلیتی
وکیل دادگستری
برچسب:
نویسنده: لیلا زارعیپور