شهروندی شنیده شونده
در دنیای پرتلاطم در روز جاری، جایی که جوامع با چالشهای عمیقی همچون کم شدن اعتماد عمومی به نهادها و افول مشارکت مدنی روبرو هستند، مفهوم «شهروندی شنیده شونده» به عنوان یک رویکرد نوین و حیاتی در علوم سیاسی و اجتماعی ظاهر شده است. این مفهوم، که ریشه در نظریههای شهروندی معاصر دارد، بر این اصل استوار است که شهروندی واقعی نه تنها به معنای برخورداری از حقوق قانونی است، بلکه شامل اطمینان از شنیده شدن صدای شهروندان و دریافت پاسخ از سوی نهادهای حاکمیتی میشود. این یادداشت، مطابق دیدگاه جریان انسان گرای شهروندی، به معرفی این مفهوم میپردازد تا شهروندان ایرانی را نسبت به آن آگاه سازد و سیاستمداران را به تأمل و عمل در راستای تحقق آن ترغیب کند.
شهروندی شنیده شونده مفهومی نوظهور است که از سوی جریان انسان گرای شهروندی، به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین شهروندی معنادار و پایدار در حکمرانی مطرح میشود. این مفهوم بر آن دسته از ابعاد تجربه شهروندی تأکید دارد که تاکنون کمتر مورد توجه نظاممند نظری و تجربی قرار گرفتهاند.
تعریف مفهومی
شهروندی شنیده شونده را میتوان اینگونه تعریف کرد: وضعیتی از رابطه شهروند – نظام سیاسی که در آن فرد شهروند به صورت عینی و ذهنی اطمینان دارد که الف) صدای او (نظر، مطالبه، انتقاد، پیشنهاد) به درستی به گوش نهادهای تصمیم ساز و تصمیم گیر میرسد، ب) این صدا به عنوان یک ورودی معتبر در فرایند سیاستگذاری و اداره امور عمومی دریافت و پردازش میشود، ج) حداقل پاسخی معنادار، قابل پیگیری و مبتنی بر پاسخگویی از سوی نهادهای مسئول دریافت میگردد.
این تعریف، شهروندی را از یک وضعیت صرفاً حقوقی-فرمال به یک رابطه دوسویه پویا و ارتباطی ارتقا میدهد.
شهروندی شنیده شونده وضعیتی را توصیف میکند که در آن شهروندان نه تنها حق بیان نظرات خود را دارند، بلکه باور دارند که صدای شان به گوش تصمیم گیران میرسد و پاسخی واقعی – اعم از بیان، اقدام یا تغییر – دریافت میکنند. این مفهوم فراتر از شهروندی حقوقی (مانند حق رأی یا تابعیت) و شهروندی فعال (مانند مشارکت در انتخابات) است و بر جنبهای فرهنگی و ارتباطی تمرکز دارد.
این ایده با مفاهیمی همچون «حق شنیده شدن» در زمینه شهروندی و زبان پیوند خورده است. این مفهوم نیز در چارچوب اقلیتهای زبانی، تأکید دارد که شهروندی واقعی نیازمند فرهنگی است که در آن گروههای حاشیهای (کودکان، زنان، اتنیک ها و اقلیتهای دینی و مذهبی) احساس کنند صدای شان در فضای عمومی شنیده و جدی گرفته میشود. این رویکرد، شهروندی را از یک وضعیت ایستا به یک فرآیند پویا تبدیل میکند، جایی که اعتماد متقابل بین شهروندان و دولت تقویت میشود.
شهروندی شنیده شونده از بستر انسان گرایی و شهروندی به وجود آمده و با ایدههای جمهوری خواهانه و لیبرال همخوانی دارد، اما با تمرکز بر «پاسخگویی» آن را بهروز میکند. در جوامع مدرن، جایی که شبکههای اجتماعی صدای شهروندان را تقویت میکنند، عدم شنیده شدن میتواند به ناامیدی و انزوا منجر شود – پدیدهای که در بسیاری از کشورها، از جمله ایران، مشاهده میشود.
کارکرد و اهمیت در جامعه ایرانی
این مفهوم دو کارکرد اصلی دارد: بازسازی مشارکت اجتماعی و احیای اعتماد به نهادها. فراتر از آن، در تحقق حقوق و آزادیهای شهروندان، شهروندی شنیده شونده حق آزادی بیان را از حالت صوری به حقی مؤثر تبدیل میکند و کرامت انسانی را با ایجاد احساس تأثیرگذاری واقعی تأمین مینماید. در چارچوب حکمرانی خوب نیز، دقیقاً ستون «صدای شهروندان و پاسخگویی» را فعال میسازد که منجر به سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت، کم شدن فساد، بیشتر شدن کارایی خدمات عمومی و مآغازیت بیشتر میگردد.
در ایران، جایی که چالشهایی همچون کم شدن نرخ مشارکت در انتخابات، اعتراضات مدنی و سطح پایین اعتماد عمومی نشاندهنده شکاف عمیق بین شهروندان و حاکمیت است، شهروندی شنیده شونده میتواند پلی برای ترمیم این شکاف باشد. تصور کنید سیستمهایی که در آن گزارش مشکلات نه تنها ثبت میشود، بلکه با پیگیری دقیق، اعلام خروجی مطابق اطلاعات در دسترس قرار گرفته دهنده و اقدام اصلاحی همراه است. این رویکرد، شهروندان را از «منفعل» به «فعال» تبدیل میکند و احساس تأثیرگذاری واقعی ایجاد مینماید.
با توجه به تنوع قومی و فرهنگی ایران، این مفهوم به ویژه برای اتنیک ها و اقلیتها حیاتی است؛ جایی که شنیده شدن زبان، فرهنگ و مطالبات شان در فرآیند تصمیمگیری ملی، حس تعلق و مشارکت را تقویت میکند و خطر انزوا و تنش را نزول میدهد. جوامعی با سطح بالای پاسخگویی، مانند برخی کشورهای اسکاندیناوی، از اعتماد عمومی بالا و ثبات اجتماعی برخوردارند. در مقابل، عدم شنیده شدن به «بیگانگی سیاسی» منجر میشود که عامل اصلی ناپایداری اجتماعی است. در صورت عمل جدی به شهروندی شنیده شونده در ایران، مشارکت مدنی بیشتر شدن مییابد، اعتماد بازسازی میشود، ثبات تقویت میگردد و مسیر توسعه پایدار و عادلانه هموار خواهد شد.
فراخوان به سیاستمداران ایرانی
آگاهی سیاستمداران از شهروندی شنیده شونده نه تنها یک ضرورت حکمرانی، بلکه یک الزام اخلاقی است. در قانون اساسی ایران، اصول متعددی همچون اصل ۵۶ (حاکمیت الهی بر مردم) و اصل ۱۰۰ (شوراهای محلی) بر مشارکت و پاسخگویی تأکید دارند. عمل به این مفهوم میتواند از طریق ایجاد مکانیسمهای عملی همچون سامانههای دیجیتال بازخورد یکپارچه، جلسات عمومی منظم و پخش زنده با شهروندان، گزارش دهی شفاف و قابل پیگیری، و آموزش مدیران بر پاسخگویی سریعتر تحقق یابد. این اقدامات نه تنها اعتماد را بازسازی میکند، بلکه به پایداری و پیشرفت نظام کمک شایانی مینماید.
شهروندی شنیده شونده دعوتی از سوی جریان انسان گرای شهروندی، به سوی جامعهای عادلانهتر، جایی که هر صدایی ارزشمند است. شهروندان ایرانی، با آگاهی از این مفهوم، میتوانند مطالبه گر شوند؛ و سیاستمداران، با عمل به آن، میراثی ماندگار از یک حکمرانی انسانی و پاسخگو بر جای گذارند. زمان آن رسیده که صدای شهروندان نه تنها شنیده، بلکه برای آیندهای روشنتر پاسخ داده شود.
مسعد سلیتی
وکیل دادگستری
برچسب:
نویسنده: لیلا زارعیپور